از سال 1331)، احتمالاً به دلايل سياسي انجام داد. از راه لومباردي به نولي‌، سپس به‌ قسطنطنيه‌، كرت‌، قبرس‌، فنيقيه‌، صور و عكا به مصر رفت و از آنجا از راه سي ينا، دمشق و بيروت راهي آلمان گشت‌.
علي‌رغم مزايايي كه او به‌خاطر مقام و مرتبه‌اش و توصيه‌هايي كه در مورد وي شده بود از آنها برخوردار بود، كم‌تر چيزي براي گفتن دارد كه تازگي داشته باشد. توصيفش از فلسطين‌ پيش پا افتاده است‌؛ توصيف كشورهاي ديگر خاور نزديك اندكي جالب‌تر است‌. روي‌هم‌رفته‌ اين كتاب بهتر از ساير شرح‌هاي مربوط به سفرهاي زيارتي است و در كشور خودش شهرت‌ بسيار يافت‌. در سال 1351 ژان دراز ايپرايي آن را به فرانسه ترجمه كرد. سر جان ماندويل‌ (چهاردهم ـ 2) بسياري قطعات آن را اقتباس كرد.
بولدنزله شخص بسيار شكاكي بود. حاضر به قبول قصه‌هاي مسافران درباره‌ٴ معجزات‌ قديمي نبود. توضيح بسيار موٴثري در مورد ستون‌هاي مرمري گريان و هم‌چنين درباب درياي‌ سرخ مي‌دهد و داستان مربوط به سرخ بودن آب‌، سواحل و كف آن را رد مي‌كند. هم‌چنين‌ قطعات جالبي درباره‌ٴ اعراب بدوي و اشتران جمازه دارد.

لـودُلـف زودهـايمـي‌

لودُلف زودهايمي‌.1 گاه نام او را به‌جاي لودُلف‌، پتر نوشته‌اند. زوتهم يا زودهايم دهكده‌ٴ كوچكي‌ بوده است نزديك ليكتناو در اسقف‌نشين پادِربُرن‌، در وستفالي شرقي‌.
كشيش وستفاليايي كه به زيارت قدس رفت و سال‌هاي 1336 ـ 1341 را به سياحت در جزيره‌هاي مديترانه و در قسطنطنيه‌، مصر و شام گذراند. پس از بازگشت به پادِربُـرن در حدود سال 1350، سفرنامه‌اي نوشت و آن را به بالدوين اشتاينفورت تقديم كرد. هرچند لودلف‌ بسياري مطالب مربوط به فلسطين را عيناً از روي كتاب بولدنزلي (1336) رونويسي كرده‌، مطالب جالب و هم‌چنين تخيلي بسياري را از خود بدان افزوده است‌. كتاب او از لحاظ جغرافيايي بي‌ارزش است‌، ولي برخي اطلاعات جالب درباره‌ٴ بادهاي معمولي‌، و غيرعادي در مديترانه‌، توصيف عجيبي از كوه اتنا و فوران آن‌، از مهاجرت پرندگان و وقايع تاريخي آن عصر عرضه مي‌كند.
احتمال زياد دارد لودُلف شرح ديگري از سفرش‌، اين بار به زبان آلماني نوشته باشد. متن‌ اصلي گم شده ولي يك ترجمه‌ٴ لاتيني از آن به بخش دوم كتابي درباب فلسطين تأليف نيكلاس‌ هوده‌اي‌2 در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌، ضميمه است‌. تحرير آلماني سفرنامه‌ٴ لودلف كه در آنجا


Ludolf of Sudheim .1
2 .در هوده واقع در ميان برمن و والدنبورگ يك صومعه‌ٴ سيسترسيني وجود داشت‌.